محمدتقى نورى
148
اشرف التواريخ ( فارسي )
عرايض « 1 » ضراعتآميز مخلصانه به دربار « 2 » خسروانه فرستاده ، طالب عفو و امان و جوياى مصالحه و استيمان شده ، از در خدمتگزارى درآمدند و « 3 » اسب « 4 » نامى خوب پيشكش كرده در هنگام استرخاص از درگاه عالميان مناص ارقام الطاف آثار و پروانهجات « 5 » استمالت و ثار حاصل نموده ، با نهايت اميدوارى و « 6 » نيل مرام رخصت انصراف به اوطان مألوفهء خود يافتند « 7 » و ديگر ياراى آن نداشتند كه دم از مخالفت و نافرمانى زده باشند . تمامى در جا و مكان خود به خاطرجمعى گذرانيده ، مجددا رؤسا و آق سقالان « 8 » شرفياب حضور مرحمت بنيان شده ، مستدعى گرديدند كه خيل به خيل و فرقه به فرقه « 9 » را يورت و محل سكناى « 10 » معين و ارقام تيول و اقطاع تمليك و جايگير و سيورغال مرحمت فرمايند . « 11 » مسئولان « 12 » ايشان به شرف قبول و عزّ اجابت « 13 » مقرون شده ، هركدام را به حسب استدعا و تمنّايى كه كرده بودند « 14 » ، يورت و مسكن و محل زراعت و نشيمن به سيورغال و جايگير ابدى عنايت فرموده و آنها نيز « 15 » پيشكشهاى لايق گذرانيده ، مراجعت نمودند . و ليكن نظر به خوف و هراسى كه از جانب شاهزادهء فريدون سطوت « 16 » بر دلهاى ايشان مستولى شده بود ، امكان ضبط و خوددارى نداشته « 17 » هيچگاه از خود غافل نبودند و هميشه اوقات قراولان « 18 » در خفيه گماشته ، نفرى و اموال خود را محافظت مىنمودند و چندين دفعه قراولان دربند على الغفله بر سر آنها
--> ( 1 ) . مج : با قضات و عرايض . ( 2 ) . ملك : به در . ( 3 ) . مج : « از خدمتگزارى درآمدند و » ندارد . ( 4 ) . مج : اسبهاى . ( 5 ) . ملك : پروانهجات . ( 6 ) . مج : پيشكش كرده ارقام استمالت و پروانچه امان حاصل نموده با . ( 7 ) . مج : به صوب وطن مالوف حاصل نمودند . ( 8 ) . مج : نداشتند كه در اوبههاى خود خاطرجمع خوابيده ، مجددا جميع اون بيگيان . ( 9 ) . مج : جوقه به جوقه . ( 10 ) . مج : « و محل سكناى » ندارد . ( 11 ) . مج : و ارقام اقطاع تمليك و سيورغال مرحمت فرموده باشند . ( 12 ) . ملك : مسئولات ؛ مج : مسئول . ( 13 ) . مج : ايشان به اجابت . ( 14 ) . مج : برحسب تمنا و مدعاى ايشان . ( 15 ) . مج : زراعت به اقطاع تمليك و سيورغال دايمى مرحمت شده . ( 16 ) . مج : شاهزاده وافر صلابت . ( 17 ) . مج : نبوده . ( 18 ) . مج : هميشه قراول .